خیالگون
شهرآبخانهام بود تاب و تلوخورانتاب و تلوخورانتاب و تلوخورانبر شعاع دوایرمیلغزیدم پرگارگونبه دنبال کودکیام هر دایره دیواریستون قلعهای نامرئیدر گرانیگاه ناپایداریام تکیهگاه خیالیمرز خیالیخانه و زادگاه خیالیبر شالودهی دلخوشیام برای زندهداشت زندگیروی زمینی که نداشتم