شعرزیست

سوراخ دوم

تبر را فرود آوراین شعرِ بی‌سر رابکُشهر بار می‌گویم:«نوبتِ بریدنم است»و توهمیشه کُندیاندیشه‌ی تبر

ادامه مطلب »

پاره‌وقت

زمانِ چهل‌تکه‌امپیش پای توستدروازه راباز می‌کنییاسوتِ پایان رامی‌زنی؟

ادامه مطلب »

از آن‌سوی در

نه این‌سوی مرگنه آن‌سویشنه بستننه گشودنِ درهیچهیچجز سکوتکه با نخستین صداسراسیمه‌خیزدر سرممی‌چرخد می‌چرخدمی‌چرخد بعداز

ادامه مطلب »

سوت‌آوا

سوتاسوتبا بوسه‌واژه‌هابا زبانی سرد و فلزمزهفوت فوتمی‌دمم بازبر شعر سوزاسوزبر ساز آزادی

ادامه مطلب »

ضددیدار

تودر سفیدیِ چشممسرخ و سیاهیدر کاسه‌ی چشممرگه رگه تار بستیپلک زدمو هر باردر آیینهکسی

ادامه مطلب »

چرخه‌ی نیش

از عقربهمی‌افتمبه شباز شببه خونقطرهقطرهتا آبشار آبشار اشکآبشار خوناز آبشار می‌افتمبرای تطهیر؟نهبرای سقوط سقوط

ادامه مطلب »

شب‌های سرخ

از پنجرهاز پنجرهفقطچراغ قرمزچشمک‌زنانطعنه می‌زندبه انعکاس ماه مردهدر آبگیری فاسد

ادامه مطلب »

شعر آزاد

سکوتمیخِ فولادیندر منقار شاعربرای آزاد کردن شعرچند قار داری؟چندرقار*

ادامه مطلب »