بینشانی
لالواژه شدم. در سرم تصویری، خیالی، مفهومی نیست. یک دهان بزرگ در سرم باز است. سیاهچالهای عمیق برای بلعیدن انرژی. چاهی گشاد از خمیازه. چرت چرت کسالت از تمام وجودم برمیخیزد. در برابر چشمانم زندگی تکه تکه فیلمهای نامفهوم، مونتاژ نشده و بیارتباط با هم. احساساتم کودک بهانهجو و بیمنطق، مشغول چنگ زدن به سستترین […]