هدف

رحمت و لعنت به عادت | چرا عادت‌ بسازیم؟

عجیب نیست؟ صد بار تصمیم گرفتم شکر را از زندگی‌ام حذف کنم، هر روز بدوم، پیاده‌روی کنم، ورزش‌های اصلاحی انجام دهم، موادغذایی ناسالم را کنار بگذارم، منظم منتشر کنم، محتوای ویدیویی بسازم و هزار و یک کار دیگر اما نشد که نشد. هربار چند روز ادامه دادم و باز شکست خوردم. متعجب بودم. چطور ممکن […]

رحمت و لعنت به عادت | چرا عادت‌ بسازیم؟ ادامۀ مطلب »

رویای بازیافته

جابه‌جایی، با تمام دردسرها و مسئولیت‌هایش، به شکلی شگفت‌انگیز جریان معمول زندگی‌ام را برهم زد. مدام با خودم می‌گویم: اگر اندکی هوشیار و تیزحس باشی، حتی از محدودیت‌ها هم می‌توانی به نفع فردیت و آرمان‌هایت بهره ببری. اگر دو یا سه سال پیش بود، حتماً از کمبود فضای انبارش سراسیمه و شاکی می‌شدم، اما حالا

رویای بازیافته ادامۀ مطلب »

نتیجه‌ی نامه‌ی نامعمول

نامه‌ی دیشب، نتیجه‌اش شد سرآغاز یک روز متفاوت. اگر بخواهم امروز را خلاصه کنم، باید بگویم شانزده پومودورو صرف پروژه‌ی محصول «رستنگاه» شد و سه پومودورو را به اولویت‌ها اختصاص دادم. آن‌چه امروز را از روزهای پیش متمایز کرد، اشتیاق و نظمی بود که از نامه‌ی دیشب دریافت کردم. نامه‌ای شفاف و دوستانه؛ گفت‌وگویی مستقیم

نتیجه‌ی نامه‌ی نامعمول ادامۀ مطلب »

نامه‌ی نامعمول

امروز آرامش عمیقی دارم. سرخوشِ خلوتم. لایه‌های مختلف درون و پیرامونم را به جادوی نظم آراستم و سر از پا نمی‌شناسم. با برنامه‌ریزی و برآورد چندگانه‌ی نتایج محتمل، از سلطه‌ی ناپایداری رهیدم. در حین مراقبه با نوشتن بودم که ناگهان از دل مسئله‌ای بلندآزار، به ایده‌ای وسوسه‌گر رسیدم. مدت‌هاست که صبح بیدار شدن برایم عذاب‌آور

نامه‌ی نامعمول ادامۀ مطلب »

ارزش زمان

جدی و متمرکز به کار مشغولم. به آهنگ بی‌کلامی گوش می‌کنم. خبرهای بد دانه دانه از راه می‌رسند. سرمایه‌گذار از همکاری منصرف شد. یکی از طلبکارها به خاطر مسائل اضطراری درخواست پول درشتی کرد. به خاطر نوسان دلار متضرر شدیم. گریه نمی‌کنم. فروپاشیدم اما زمان گریستن نیست. یک ثانیه را هم نباید هدر کنم. به

ارزش زمان ادامۀ مطلب »