بهار اخوت

سایه‌هایی از مادر

من پژواکمروی دیوارهای سرد و ساکتتا به خودم برگردم فریاد می‌زنمدوستت دارمدوستت دارم تو انکار می‌کنیدر قهرتخاطرات مادرم رادوباره تکرار می‌کنی بی‌ابرازبی‌عذربی‌پشیمانی با بی‌‌اعتناییصورتم رامی‌خراشی و منکه عادت دارم به دوست داشتنبه دیوانه‌وار دوست داشتنو قربان زندگی می‌شومحتی وقتی باید بمیرم باز دیوانه‌وارفریاد می‌زنمدوستت دارم می‌خواهم آخرین حرفم به تواین باشددوستت دارم به تو مادر […]

سایه‌هایی از مادر ادامۀ مطلب »

چک‌لیست مراقب خودت باش

سلامت روان در شرایط اضطراری 🌿 تمرینات فوری برای آرامش ذهن: 🎨 هنردرمانی اضطراری: 📝 تکنیک‌های نوشتاری: 🌳 ارتباط با طبیعت (حتی در خانه): 💡 پیشنهادات ویژه شرایط بحران: ⚠️ هشدارهای مهم: 📌 نکته کلیدی:این تمرینات را به مدت حداقل ۲۱ روز تکرار کنید تا به عادت تبدیل شوند. 🔹 این چک‌لیست با اطلاعات مفید

چک‌لیست مراقب خودت باش ادامۀ مطلب »

ابزارپیشگان

همسایگان دورانِ سودمهاجران زیانای عابرانابزارپیشگان من انبری شکسته‌امانبارخفته‌‌‌ای که فراموش کرده‌هم گرمای دست دوست راهم پتکِ دشمنش در واپسین وظیفه‌ی تعمیردر آخرین توانبا ضربه‌ای شکستم وایستاد زمان با سکته‌واژه‌هاییانباشته در گلوبی‌ابراز و بی‌زبان مأمن‌گزیده‌در خاکسترِ ترس و تمناناچار و نیمه‌جان از عمق استخوانفریاد می‌زنمای همسایگان دوران سودای مهاجرانِ زیان

ابزارپیشگان ادامۀ مطلب »

کودکانه‌

در شورشگاهکودکی فرامی‌خواندمانفرو‌می‌رویم در دروغ‌های صادقانهبه هم می‌گوییم:مراقب خودت باشمکثیدوباره:مراقب خودت باشدلگرمیم هنوزبه تکرار این خیال کودکانهتا با شیوه‌ای دیگربگویمدوستت دارمبگوییدوستت دارموگرنه کیست که ندانددر غافلگیریِ جنگحتی مادران هماز مراقبت ناتوانند

کودکانه‌ ادامۀ مطلب »

روایت سماجت‌های کودکانه‌ام

⭕️وضعیت جسمی و روانی این روزهاچند روزی‌ست که از نظر جسمی و ذهنی در بدترین حالم. بدن‌دردهای شدید دارم و ذهنم مدام از من جا می‌ماند. دائم با فراموشی درگیرم و موقع صحبت با شریک تکانش‌گرم، تمرکز ذهنی‌ام را از دست می‌دهم. گاهی باید یک جمله را چند بار تکرار کنم تا بفهمم واقعاً چه

روایت سماجت‌های کودکانه‌ام ادامۀ مطلب »

نتیجه‌ی نامه‌ی نامعمول

نامه‌ی دیشب، نتیجه‌اش شد سرآغاز یک روز متفاوت. اگر بخواهم امروز را خلاصه کنم، باید بگویم شانزده پومودورو صرف پروژه‌ی محصول «رستنگاه» شد و سه پومودورو را به اولویت‌ها اختصاص دادم. آن‌چه امروز را از روزهای پیش متمایز کرد، اشتیاق و نظمی بود که از نامه‌ی دیشب دریافت کردم. نامه‌ای شفاف و دوستانه؛ گفت‌وگویی مستقیم

نتیجه‌ی نامه‌ی نامعمول ادامۀ مطلب »

نامه‌ی نامعمول

امروز آرامش عمیقی دارم. سرخوشِ خلوتم. لایه‌های مختلف درون و پیرامونم را به جادوی نظم آراستم و سر از پا نمی‌شناسم. با برنامه‌ریزی و برآورد چندگانه‌ی نتایج محتمل، از سلطه‌ی ناپایداری رهیدم. در حین مراقبه با نوشتن بودم که ناگهان از دل مسئله‌ای بلندآزار، به ایده‌ای وسوسه‌گر رسیدم. مدت‌هاست که صبح بیدار شدن برایم عذاب‌آور

نامه‌ی نامعمول ادامۀ مطلب »