⭕️مینویسم تا از روانم مراقبت کنم.
⭕️مینویسم تا بتوانم مکتوب بیندیشم؛ تا بهجای اسیر شدن در احساساتیگری و تکانشگری، با آگاهی و توازن زندگی کنم.
⭕️مینویسم تا از خاطراتم محافظت کنم.
⭕️مینویسم تا با ثبت دادههای عینی بتوانم سنجیدهتر تصمیم بگیرم.
⭕️مینویسم تا دچار نشخوار فکری نشوم.
⭕️مینویسم تا احساساتم را به رسمیت بشناسم و در زمان مناسب و به شیوهای سالم بروز دهم.
⭕️مینویسم تا دغدغههایم را شناسایی و طبقهبندی کنم.
⭕️مینویسم تا از خطاهای شناختی کمتر آسیب ببینم.
⭕️مینویسم تا احساس زنده بودن و تاثیرگذاریام را حفظ کنم.
⭕️مینویسم تا داستانها و دغدغههای شخصیام را روایت کنم.
⭕️مینویسم تا سطح دغدغههایم را نقادانه ببینم و کیفیت آن را بالا ببرم.
⭕️مینویسم تا زنده بودنم را به خودم یادآوری کنم.
⭕️مینویسم تا به خودم یادآوری کنم زندگی را دوست دارم.
⭕️مینویسم تا از ذوق مکتوبم محافظت کنم و دایرهی فعال واژگانم را زنده نگه دارم.
⭕️مینویسم تا به خودم عشق بورزم.
⭕️مینویسم تا با کلمات بیشتری بتوانم احساساتم را ارزیابی کنم. با واژههای بیشتر و دقیقتری موقعیت احساس و روانم را ضبط و ثبت کنم.
⭕️مینویسم چون نوشتن سادهترین و در دسترسترین ابزاریست که میتواند به طرز چشمگیری شرایطم را بهبود ببخشد.
⭕️مینویسم چون اگر ننویسم احساس شکست، ناکامی و انفعال میکنم. در سرگردانی و سردرگمی غرق میشوم.
⭕️مینویسم تا دائم به خودم یادآوری کنم مهربان باشم. شرایط جنگی تقصیر من، همسایه، دوست، همنوع، بلاگر و اطرافیانم نیست. تنش و ناصبوری فقط به وخیمتر شدن شرایط دامن میزند.
⭕️مینویسم تا زبان و فرهنگم را حتی به اندازهی یک نفر بیشتر زنده نگه دارم.
⭕️مینویسم چون نیاز دارم جریان خلاقیت را حفظ کنم. خلاقیت را که مهمترین تواناییام در تصمیمگیری برای شرایط بحرانیست. خلاقیت را اگر ابراز نکنم، اگر به کار و محصول و محتوا تبدیل نکنم راکد و خمود و افسرده میشوم. به قربانی بودم اعتبار میدهم و برای من شکست واقعی از همین نقطه آغاز میشود.
⭕️مینویسم چون نوشتن آخرین سنگر من است. تا وقتی مینویسم، یعنی باور دارم هنوز شکست نخوردهام.
⭕️مینویسم چون معتقدم تا وقتی کلمات زیستهام در جهان جاریاند، بخشی از من زنده است.