این چند روز درگیر اسبابکشی بودم. دائم چیزکی مینوشتم، اما به انتشار قد نمیداد؛ انسجام فکری در کار نبود. بینظمی محیط باعث میشد مشوش باشم. یکتنه اثاثکشیکردن، با تمام چالشهای پیش و پسش، جوری رمقم را میگرفت که آخر روز از خستگی بیهوش میشدم.
خانهی جدید را برای امکانات و فرصتهای تازهاش دوست دارم. نزدیکی به مترو امکان دوستنوازی را فراهم میکند. محوطهی امن، راه میدهد هر روز با پیادهروی ایده بیابم و نفس تازه کنم. نزدیکی به رفیقم، فرصت میدهد به تولید انواع محتوا اهتمام بورزم. با دسترسیهای تازه، مجال پیدا میکنم بین کار عمیق و استراحت عمیق تعادل ایجاد کنم.
جابهجایی طاقتفرسا بود. کارتنپیچی و کارتنگشایی، گیر باربری سهلانگار افتادن، چالشهای نصب و تجهیز خانهی نو، چانهزدن با نیروی کار بدقول، در فضای تازه جا افتادن، تصمیمگیری برای جاگذاری وسایل، سروکله زدن با مدیر فروش برای تنظیم قرارداد، تحمل نگاههای جنسیتزده و آمادهی انگتراشی، مشکلات داخلی ساختمان مثل انسداد لولههای آب. همه و همه پریشان و ناامید و مستأصلم میکرد، اما موقت.
هربار که به دام آه و ناله افتادم، گردن فراز و سینه سپر کردم و گفتم:
«هی زن، تو آدم بلندمدتی. با نق و ناله و افسوس و رقت نیرو هدر نده. گیرم که از نیش این فرهنگ گزیده شدی، چه باک؟ تو راه تازه بساز. تو با قوهی خلاقه مسئلهگشایی کن. تو از وزنهی بزرگ قوت بیفزا. تو چاره بساز. تو همدلی بیاموز. بهجای ناسپاسی، به نگاهت وسعت بده.
اگر شده روزی صدبار به زیستآرشیوت* سر بزن و دلایل جابهجایی را مرور کن. کامیابی بلندمدت را با گرفتاری موقت تلخ نکن. تو چالش به چالش نیرو اضافه میکنی. با هر محدودیت امکانات تازه میافزایی. میآموزی که نقاط ضعف جدیدت را بشناسی و اصلاح کنی. مثلاً اگر ضعیفی، ورزش را جدی بگیر. اگر در تصمیمگیری مشکل داری، تفکر نقاد را بیشتر بیازمای. اگر کمطاقتی، بیشتر بنویس، بیشتر بخوان، بیشتر مراقبه کن. اگر دایرهی ارتباطی کمی داری، به دوستان فعال و متعهد و دلسوزت بیفزای. تو همیشه فرصت تدبیر و تغییر داری. از این چالش به نفع قدرت و قوت سود بجو.»
از این مکالمهی خودانگیزاننده، برای حال و آیندهام نیرو تازه میکنم؛ مسئله میگشایم، به مسیر ادامه میدهم و سراپا لبخند میشوم.
هر مسئله، اگرچه انرژیزدا و ناعادلانه اما پلیست به سوی زندگیهای دیگر. راهیست به جهانهای تازه و توانمندیهای کشف نشده. همزمان با تجربهی بدبیاری میکوشم با خوشبینی و خوشفکری روی مسئولیتپذیریام تمرکز کنم. تغییر هر چند کوچک شرایط در حد توان و ظرفیت امکان میدهد تا همواره به فردا امیدوار باشم.
*زیستآرشيو: طی چند سال اخیر از تمام منابع و تجربیات، برنامهریزیها و اهداف، دغدغهها و اولویتهایم یک آرشیو دیجیتال ساختم و نامش را زیستآرشیو گذاشتم. منبعی برای رجوع به خودم. مرجعی برای خودشناسی و خودکاویِ علمی.