رحمت و لعنت به عادت | چرا عادت‌ بسازیم؟

عجیب نیست؟ صد بار تصمیم گرفتم شکر را از زندگی‌ام حذف کنم، هر روز بدوم، پیاده‌روی کنم، ورزش‌های اصلاحی انجام دهم، موادغذایی ناسالم را کنار بگذارم، منظم منتشر کنم، محتوای ویدیویی بسازم و هزار و یک کار دیگر اما نشد که نشد.

هربار چند روز ادامه دادم و باز شکست خوردم.

متعجب بودم. چطور ممکن بود؟ من که هدف داشتم. برنامه‌ریزی می‌کردم. چراییِ انتخابم را می‌دانستم. به دستاوردها آگاه بودم. اما چرا در عملگرایی شکست می‌خوردم؟

مدت‌ها خیال می‌کردم انگیزه ندارم. با هزار ترفند و منطق انگیزه می‌ساختم اما باز شکست می‌خوردم. بیماری، فقدان، رنج، تعطیلات، وظایف فردی و اجتماعی، هوس، خستگی و هزار کارشکنی دیگر هر روز از راه می‌رسید و مرا از مسیر انگیزه منحرف می‌کرد.

بعدها که به پوچی انگیزه پی بردم به اراده‌ام شک کردم. با خودم گفتم: حتماً اراده مقصرست.

در مسیر دغدغه‌ی برنامه‌‌ریزی به عادت رسیدم. پیش‌تر چند منبع کم‌جان‌تر خوانده بودم و در پلنرها چشمم به عادت‌سازی افتاده بود. اما هیچ‌کدام نه علمی بودند، نه سیستم داشتند و نه متقاعدم کردند.

تا بالاخره به چند منبع خوب رسیدم. دوره‌ی عادت‌‌سازیِ موسسه‌ی بیشتر از یک، کتاب «عادات و آداب روزانه‌ی بزرگان» از میسن کری، کتاب «خرده عادت‌ها» از جیمز کلییر و کتاب «قدرت عادت» از چارلز داهیگ.

بعد از عمیق شدن در فهم سیستم عادت‌سازی دانستم هر چه توفیق و شکست است از عادت برمی‌آید. حالا به‌وضوح می‌دیدم با همه‌ی تمایلم به تغییر باز ترجیحات و عادات سابق بر اراده‌ام سوارند. روزم اتوماتیک‌وار به سمت عادات پیشین سقوط می‌کرد و من نه از آنچه انجام می‌دادم خشنود بودم و نه توان تصاحب تمایلاتم را داشتم.

عادت را که شناختم سراغ ساده‌سازی‌اش رفتم. نه پلنرها و نه اپلیکیشن‌ها استانداردهای سیستم عادت‌سازی را نداشتند. پس دست‌به‌کار شدم و عادت‌سازی را در قالب‌های مختلف آزمودم. تا سرانجام به یک روش ساده و دلچسب رسیدم.

روش ساخت عادت با بازی. از ایده تا اجرای این بازی شش ماه زمان برد. ده‌ها کارت طراحی کردم و با کمال‌گرایی در مورد جنس، ضخامت، دوام، طراحی و کاربردی بودن کارت‌ها سرانجام به نسخه‌ای موفق رسیدم. نسخه‌ای آزموده که ۹۹٪ مشابه با ایده‌آلم بود.

به همین هم قناعت نکردم. هفته‌ها زمان برد تا با استفاده‌ی شخصی اطمینان یابم محصول نهایی نه‌فقط از لحاظ فیزیکی بلکه از بابت نتیجه‌بخشی هم کارا و مقبول‌ست.

و در نهایت با اطمینان کامل چند نسخه‌ی محدود و قابل ارائه ساختم تا برای ارزیابی اولیه وارد بازار کنم.

به‌زودی و پس از مراحل بسته‌بندی و عکاسی محصول نهایی قابل خریداری خواهد بود.

خلاصه که حالا با اطمينان می‌گویم: همه‌چیز زیر سر عادت‌ست و هزار رحمت و لعنت به عادت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *