خودبازتاب
زنی همشهریهمشهری شعرهایمزنی همشعری واژهها رادانهبافبافدانهدانهبافمیپیچاند در زلفش موهایش رنگین از افکارمبا موهاییشلختهناصافناهمسانچشمانِ سرکشش رالقمه میکند در کلمه با لبانی لَعابین* از رژواژهبا چشمانی سیاه از سرمهواژهبا گونههایی سرخ از هوسواژهبا لباسی واژهبافت از زبان مادریخوش میرقصد کودکزنی کهشعر با سخن | سخن با شعرمیآرایدهر روزدر برابر آیینه