صدای مرگ میآید
از هر سو صدای مرگ میآید
کسی کلید میاندازد به در
کسی قدم میزند در خانه
کسی سایهاش میافتد روی دیوار
اعتراض نمیکنم
دیگر تقلا هم نمیکنم
پذیرفتم مهمان ناخوانده را
مهمانی که هر شب میآید
بعد از تاریکی
با تاریکی
با هر صدا، با هر بو، با هر حرکت
به خانه وارد میشود
بفرمایید
خواهش میکنم
معطل نکنید
دیگر توانی برای تقلا ندارم
دیگر طاقت وحشت ندارم
صدای مرگ بیاید یا نیاید
من تسلیمم
آسوده و آرام و بیدفاع
هیچ دری را نمیپایم
هیچ اتاقی را نمیپایم
هیچ سوراخی را نمیپایم
مگر جانم را نمیخواهید؟
بفرمایید