مورتَن
سوزن سوزنِ خوابمور مور مور سوزن سوزنِ سرتاسرمورگزیدگیِ دستپاسر گیاهِ سوزنیامهر جوانه نیشی نو
سوزن سوزنِ خوابمور مور مور سوزن سوزنِ سرتاسرمورگزیدگیِ دستپاسر گیاهِ سوزنیامهر جوانه نیشی نو
به کلمه که مینگرمبه مرگبه زندگی به کلمه که مینگرمبه عشقبه نفرت به کلمه که مینگرمبه سیاهبه سفیدبه سرخمینگرم به کلمه نگریستنبه خود نگریستنبرای تو گریستنست به کلمه نگریستنبرای همسکوتی با توبرای وداع بیسلام و خداحافظی با تو گریستنست
شهرآبخانهام بود تاب و تلوخورانتاب و تلوخورانتاب و تلوخورانبر شعاع دوایرمیلغزیدم پرگارگونبه دنبال کودکیام هر دایره دیواریستون قلعهای نامرئیدر گرانیگاه ناپایداریام تکیهگاه خیالیمرز خیالیخانه و زادگاه خیالیبر شالودهی دلخوشیام برای زندهداشت زندگیروی زمینی که نداشتم
دیشبشب بیماریخوابِ دیشبخواب بیماریبیمارخوابی در آستانهی مرگگریان و آشفتهزندگیخواه و مرگگریز در حضور همهدوست و دشمنعشق و بیزاری همآغوشهمآغوشاغوشهماغوشاغوشاغوشهمهمهآغوش پس از بسیارپیوندرنجبرخاستهالتیامنشستهزنده پیش از مردنمرگجَستهزندگیخواهبرخاستم زندهبیدارتنها
هربار بارِ اولستبرای دوست داشتنتهربار بارِ آخرستبرای دوست داشتنتبا وسوسه و پرهیز شناختمتمراقبت میکنم از دوست داشتنتبا ناشناخته دوست داشتنت
با پیراهن مردانهسینه سپر میکنممقابل مامور ثبت احوال میگویمبنویس نامم رااینبار روشنترتا شبهابتابد بر سیاهی وحشتم بعد شناسنامهی تازهام را برمیدارمو با دامن و کفش پاشنهدارشبانه میدوم توی خیابانهافریاد میزنمخورشیدخورشیدخورشید* *نماد رهایی از ترس، احساس امنیت، روشنی و اطمینان، حضور جسورانه و کامل، امکان ابراز، هویت انسانی مستقل با نامی فراتر از جنسیت، چون خورشید
رودی جاری در حاشیههای فرش ایرانیبرای دخترکیکه هر باردامنش را برمیچیندآهسته میپردبرای برداشتن قایقی کاغذی