تمام فریادهای عالم در سینهام بود
آتشفشانی
در آستانهی انفجار
تمام عشقهای جهان در اندیشهام بود
زمستانی
نوروزها را چشمانتظار
تمام رنجهای زمین را آبستن بودم
در جدال بهار و انفجار
هم میرویاندم و هم میسوزاندم
من آفتاب را میخواستم
با تمام دوگانگی
آفتاب را