بهار اخوت

خون‌کلمه

گلوراه‌بندانِ جاده چالوس شکمقراضه‌پیچاز سینه تا ناف خرده‌شیشه سرپژواکِ آژیر دهان‌گزیده از چِرا تن‌مچاله از تصادف مسافرهم‌نشینِ صندلی‌های بی‌سرنشیندرمانده و رانده و بی‌سرزمین میراثاز مادرزبان مادریاز دوستکلمه از مادراز دوست زبانخون‌چکان شعرخون‌کلمه

خون‌کلمه ادامۀ مطلب »

ماجرای ببرِ ابری | سرکشی معصومانه

چند روز پیش در استوری الهه علیزاده تصویری دیدم از ابری شبیه ببر. روی تصویر هم چند کلمه نوشته شده بود که حالا به یاد ندارم. چند روز است به ترکیبی فکر می‌کنم: سرکشی و معصومیت. سرکشی‌ای بی‌نیاز از آسیب زدن و معصومیتی عاری از اطاعت و سرسپردگی. این تصویر بعد از تماشای فیلم بنی

ماجرای ببرِ ابری | سرکشی معصومانه ادامۀ مطلب »

آشنایی‌زدایی از زیبایی

امروز در آزادنویسی‌هایم به جمله‌ای رسیدم که احتمالاً توصیف دقیق‌تری از وضعیت این روزهایم است تا بسیاری از مدل‌ها، نقشه‌های ذهنی و چارچوب‌هایی که در این سال‌ها ساخته‌ام. «سیستم تنفس برای بررسی سیستم تنفس.» چند ثانیه به آن خندیدم. بعد کمی نگران شدم. چون بیشتر از آنکه شبیه طنز باشد، شبیه گزارش عملکرد مغزم بود.

آشنایی‌زدایی از زیبایی ادامۀ مطلب »

سیستم چیست؟ | بازتعریف من از سیستم

اگر بخواهم صادق باشم، سیستم را از روی علاقه کشف نکردم. از روی خستگی کشفش کردم. از خستگیِ حل دوباره‌ی مسئله‌های تکراری. از خستگیِ شروع از صفر. از خستگیِ گم شدن‌های مکرر و پیدا کردن دوباره‌ی مسیر. سال‌ها فکر می‌کردم مشکل از حافظه، اراده یا بی‌نظمی من است. اما اشتباه می‌کردم. مشکل نداشتن سیستم بود.

سیستم چیست؟ | بازتعریف من از سیستم ادامۀ مطلب »

گزارش روزانه

این گزارش صرفاً به جهت شادی روح عزیزان از دست‌رفته و از دست‌نرفته در شب جمعه تنظیم شده است و ارزش دیگری ندارد.──────────────────سال‌واژه‌ام: میز تشریح ➖️ صبح با این فرض بیدار شدم که احتمالاً معنایی برای زندگی وجود دارد. هنوز شواهد کافی پیدا نشده است. ➖️ بخشی از روز صرف طراحی اکوسیستم درآمدی شد. درآمد

گزارش روزانه ادامۀ مطلب »

از تشویش تا تصمیم | نقشه‌ی ذهنی ابزاری برای تصمیم‌گیری در بحران

سقف حمام خانه‌ی یکی از دوستانم نشتی داشت. مسئله‌ی بزرگی به نظر نمی‌رسید. لکه‌ای از نم روی سقف ظاهر می‌شد و گاهی دیوار پشت کمد لباسش را مرطوب می‌کرد. می‌دانست باید پیگیری کند، اما همیشه کارهای فوری‌تری وجود داشت. یک سال بعد، هنگام تخلیه‌ی خانه، پشت لباس‌ها دیواری از کپک پیدا کرد. بعضی لباس‌ها از

از تشویش تا تصمیم | نقشه‌ی ذهنی ابزاری برای تصمیم‌گیری در بحران ادامۀ مطلب »

چگونه آزادنویسی در بحران به من کمک کرد؟

سال‌ها تصور می‌کردم آزادنویسی فقط یک تمرین نویسندگی است. راهی برای روان‌تر نوشتن یا غلبه بر ترس از صفحه‌ی سفید. بعدها فهمیدم مهم‌ترین کارکرد آن بهتر نوشتن نیست، بهتر دیدن است. آزادنویسی به من نشان داد بخش بزرگی از چیزی که «فکر کردن» می‌نامیدم، در واقع تکرار کردن چند نگرانی و مسئله‌ی محدود بود. ذهن

چگونه آزادنویسی در بحران به من کمک کرد؟ ادامۀ مطلب »