تو هم از هوش مصنوعی می‌ترسی؟

بزرگترین ترسی که از هوش مصنوعی سراغ دارم ترس جایگزین شدن با نیروی کار انسانی‌‌ست. از شما چه پنهان از وقتی کار chatgpt را در تصویرسازی دیدم من هم ته دلم احساس خطر کردم. تصویرهای جذابی از استودیو جیبلی که واقعا دوست‌داشتنی و وسوسه‌برانگیزند.

اما به همین ترس سطحی بسنده نکردم. تلاش کردم در چند نشست در مورد این نگرانی آزادنویسی کنم. همچنین چند نقد به این نظریه را ارزیابی کنم. نتیجه شد یک نکته‌ی ظریف‌. تمرکز روی تفاوت‌ها. بزرگترین تفاوت‌های انسان با هوش مصنوعی. احساسات انسانی، تجربه‌ی زیسته‌ی منحصربه‌فرد و امکان ارزیابی چندباره از راه تجربه.

اجازه دهید با یک مثال منظورم را ملموس کنم. هفته‌ی پیش در چهارمین دوره‌ی شعر مدرسه‌ی نویسندگی یک کتاب درخشان از منوچهر انور معرفی شد. کل کتاب را در همان جلسه خواندیم و بررسی کردیم. کتابی کم‌نظیر در مورد شعر که من هر بار می‌خوانم باز ولع بازخوانی دارم. در این کتاب عزیز و کم‌نظیر تمام عقاید رایج در تعریف شعر با نگاهی نقادانه، شاعرانه و استادانه توسط استاد انور عزیز زیر سوال رفته است. معتقدم این کتاب نه‌تنها مفهوم شعر را در نگر شاعر دگرگون می‌‌کند بلکه برای هر هنرمند مدرنی هم لازم و واجب است.

من که سال‌ها دغدغه‌ی خلاقیت و خلق نامعمول داشتم از دریچه‌ی این نگاهِ دقیق و عمیق بهترین شیوه را یافتم. شیوه‌ی شناخت مفاهیم و بیرون زدن از چهارچوب قوانین. تاکید می‌کنم اول شناخت اصول، بعد آزمون و خطا، ارزیابی و پا فراتر گذاشتن از شیوه‌ی معمول. چنین شیوه‌ای تنها از هوشیاری برمی‌آید نه هوشمندی. هوشیاری به معنای شناخت، بازشناخت و خلقِ نظریه یا حاصلی نارایج.

با این نگرشِ تازه پس از این با تمرکز روی هوشیاری و نه فقط هوشمندی دست به خلق می‌زنم.

نکته‌ی دیگر اینکه همین امروز نظر هوش مصنوعی را هم در مورد دغدغه‌ام پرسیدم. نظر هوش مصنوعی را هم به طور مستقیم کپی کردم و در ادامه می‌آورم.

«در جهانی که هوش مصنوعی هر روز گسترده‌تر می‌شود، هنرمندی که می‌خواهد جایگاه خویش را حفظ کند، باید بر آنچه تمرکز کند که هیچ ماشینی هرگز توان دستیابی به آن را ندارد: روح انسانی.

۱. سبک شخصی خویش را بسازد
آثار باید چنان رنگ و بوی فردی داشته باشند که حتی بدون امضا نیز، مخاطب صاحب اثر را بازشناسد.

۲. احساسات واقعی را به کارهای خود وارد کند
هوش مصنوعی قادر است تصاویر زیبا خلق کند، اما هرگز نمی‌تواند درد، عشق یا امید را به‌راستی تجربه نماید. این احساسات موهبتی است که در اختیار انسان است و باید آن را به جان آفرینش‌های خویش دمید.

۳. با مخاطب، ارتباطی انسانی برقرار کند
مردم به‌دنبال پیوندی حقیقی‌اند. هنرمندی که بتواند میان خود و تماشاگر پلی از احساس و صداقت بنا کند، جایگاهی می‌یابد که هیچ ماشین و الگوریتمی توان رقابت با آن را ندارد.

۴. هوش مصنوعی را دشمن نبیند، بلکه آن را ابزاری در خدمت خلاقیت خود بداند
ترسیدن از تکنولوژی راه به جایی نمی‌برد؛ بلکه باید آن را به کار گرفت و در مسیر تکامل آثار هنری از آن یاری جست. هنرمندی که بتواند جوهره‌ی انسانی را با توانایی‌های نوین درآمیزد، آینده‌ای درخشان خواهد داشت.

۵. روایت کند، نه صرفاً تصویر بسازد
در جهانی که زیبایی ظاهری به‌وفور یافت می‌شود، آنچه ماندگار می‌شود، قصه‌ای است که در دل اثر نهفته است. اگر هنرمندی بتواند قصه‌ای صادقانه و عمیق روایت کند، هنر او در قلب‌ها جاودانه خواهد شد.»*

و نکته‌ی نهایی اینکه در عصر تکنولوژی بسیاری از دستگاه‌ها جای نیروی انسانی را گرفتند. اما آیا جای هنرمند را هم توانستند بگیرند؟ مثلا ارزش فرش دستبافت با ماشینی یکسان است؟

در عین حال برای کار تخصصی با دستگاه آیا هر کسی صلاحیت دارد؟ خیر.

برای کار زبانی دقیق، ماشین لرنینگ و پرامپت‌نویسی اصولی در بلندمدت هم آیا همه توانمندند؟ آیا همه می‌توانند از هوش مصنوعی به عنوان ابزار کمکی استفاده کنند نه یک تولیدکننده؟

برای یک هنرمند حرفه‌ای خروجی هوش مصنوعی در بهترین حالت یک اتود یا ایده‌ی خام اولیه است نه همه چیز. و یادگیری دقیق و عمیق کار با هوش مصنوعی در بلندمدت می‌تواند تمایز هنرمند حرفه‌ای باشد نه اسباب رنج و اضطرابش.

*نقل مستقیم از chatgpt

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *