یادداشت‌های تازه

ابزارپیشگان

همسایگان دورانِ سودمهاجران زیانای عابرانابزارپیشگان من انبری شکسته‌امانبارخفته‌‌‌ای که فراموش کرده‌هم گرمای دست دوست

ادامه مطلب »

سلول‌گزین

بندگریزمدر اضطرابِ همیشه‌ی بندی دیگرپرانتز بندی را می‌بندمباز به نقطه نمی‌رسمبه بندی دیگر می‌افتم

ادامه مطلب »

کودکانه‌

در شورشگاهکودکی فرامی‌خواندمانفرو‌می‌رویم در دروغ‌های صادقانهبه هم می‌گوییم:مراقب خودت باشمکثیدوباره:مراقب خودت باشدلگرمیم هنوزبه تکرار

ادامه مطلب »