قبلا به مفهوم شعر با تفسیر ذهنیام پرداختم. حالا قصد دارم با کلمهی هنر این کار را تکرار کنم.
💚هنر برای من ستیز است با بهانهها.
💚هنر اجازه میدهد از راههای معمول و مرسوم بیرون بزنم و مطابق با شرایطم راهحل پیدا کنم.
💚هنر توان تغییر به شیوهای نارایج، خلاقانه و جسورانه است.
💚هنر تمرین خلاقیت و جسارت است. شهامت دگرگونهاندیشی میدهد.
💚هنر بازتعریفِ مفاهیمِ آشناست. بازآرایی و خلقِ مجددِ زیبایی.
💚هنر تسکین است. ابزار تسکین و تجربهی سکون.
💚هنر انتخابِ دیدن از پشت عینک وجد است در دنیایی که معمولی، کدر، کسالتبار و خاکستری بهنظر میرسد.
💚هنر انتخابگری است. آزادی را با انتخابگری تجربه کردن است.
💚هنر امکان هویت ساختن است. ساختن و یافتن هویت از تجربهها و انتخابهای تمایزآفرین.
💚هنر انتخاب شیوهی ابراز است به روشی دیگر.
💚هنر لذت تجربهی آفرینش است.
💚هنر بازکشفِ روحیهی سپاسگزاری است. بازیابیِ قدرشناسی. قدردانیِ عاشقانه و انتخابگرانه نه از روی شرم و ترس و اجبار و وظیفه.
💚هنر امکان خلقِ بینهایت است با امکانات محدود. شکستن چهارچوبهاست. با ابزار کهنه دستاوردِ تازه ساختنست. رهایی از قاعدههاست به شیوهی نونگری و انعطاف.
💚هنر انتخاب وجد است. شهامتِ برگزیدن وجد است در میان آداب و عادت و کلیشه و کسالت.
💚هنر مرز تازه ساختن است. از مرزهای قبلی فراتر رفتن و دنیاهای تازه را چشیدن.
💚هنر رنگ است. اعجاز تجربهی رنگهای شخصی است. عامدانه تاثیر گرفتن از رنگهاست. انتقال مفهوم و حس با رنگها.
💚هنر درک مفهوم فرم است و از فرم بیرون زدن و فرم تازه ساختن.
💚هنر خیس خوردن در احساسات است. قدرت ملموسسازی اندیشههاست. قدرتِ عاطفه و افکار را به قاب و رنگ و حجم درآوردن.