قدرتِ موج

در اندیشه‌ی دریا بودم. در اندیشه‌ی قدرت موج. قدرتِ موجِ پسِ موج. قدرت‌ هم‌پوشانیِ موج‌های دیگر و افزونتر. ادبیات و هنر را از این زاویه تماشا کردم. قدرت ابرازِ یک حقیقت و ابرازِ ابرازش و ابرازِ ابرازِ ابرازش. تا رسیدن به طوفانِ ابرازها. ابرازهایی هم‌پوشان و ابرازهای در مقابل هم.

یک صخره را تجسم کن. در برابرِ انبوهِ ضربه‌های متحد. صخره‌ای سخت و به‌ظاهر فرم‌ناپذیر. اما در گذر زمان ناچار به صیقل خوردن. تغییر اگرچه در لحظه و روز نادیدنی است اما دو عکس در دو بازه‌ی زمانی دور حقیقت را فاش می‌کند.

کاربرِ حرفه‌ای ادبیات و هنر هم شاید در ظاهر موج کوچکی باشد. حامل پیامی تکراری. عقیده یا باوری به طویلیِ تاریخ. اما با زبان تازه، شیوه‌ی نو و انعکاسِ نامعمولی که جریانِ پایدار موج را زنده نگه می‌دارد. یک ضربه، دو ضربه، صد ضربه. با ضربِ ضربه، ضربه. آرام و صبور و خلاق و متحد. در لحظه نه، در روز و ماه نه. ولی در طی ماه‌ها و سال‌ها همین موج‌های کوچک بر صخره‌ها شکل و فرم‌های تازه ساختند.

پس از نگرم اگرچه هر هنرمند در دنیای آفرینش‌ خود موجی کوچک و ناچیز به‌نظر می‌رسد اما در واقع زنده‌دارِ ارزش‌هایی است که در طولانی مدت باید در چرخه‌ی زبان و بروزِ نو زنده بمانند و در گذر زمان است که فرهنگ‌، تمدن و ارزش‌ها آزادتر و کاراتر می‌شوند و نرم نرم تکامل می‌یابند.

باور دارم که نرمخویی و سماجت و خلاقیتِ هنر و ادبیات با فهم‌گشایی و اثربخشی سازگارتر است. و تغییر حاصل از آن می‌ارزد به حفظ هزاران جان و سرمایه و زندگی. تغییری که از هزاران جنگ‌ و اعتراض و تنش‌ نتیجه‌بخش‌تر است، کم‌خسارت‌تر و همچنین با نتایج ماندگارتر.

البته خوشا آن موجی که بتواند گرانشِ موج‌های متحد شود و با سرعت و قدرت و تاثیر چشمگیرتری تحول‌ساز باشد.

من هم معتقدم جامعه و فرهنگ نو هزینه دارد. اما همیشه هزینه جان و مال و آسایش نیست. گاهی بیشتر خواندن، درست آموختن و سواد متقاعد کردن است. نویسنده و هنرمند به‌نظرم مروج آگاهی است اما با زبانی خوش‌تر و اثربخش‌تر و جان‌گشاتر. با تاثیری ژرف‌تر و ماناتر.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *