سه تا دفتر کنارم دارم. برای تازه کردن ذهنم.
یک دفتر مخصوص آزادنویسیست. در آن پریشاننویسی میکنم. احساسات، اشکها و لبخندها، ترسها و تمناهایم. مأمنِ دلمشغولیهایم.
دفتر دوم برای ثبت ایدهها، کارها و وظایف است. تا هر چه در ذهنم دارم، روی کاغذ بیاورم. شرح هر دغدغه یا وظیفه کمک میکند با ذهنی سبکتر و متمرکزتر کار کنم.
دفتر سوم دفتر ایدههای گسترشپذیرست. یک فایل ورد که وقتی شوق گسترش ایدهای از راه رسید بپرم و آن را ثبت کنم.
روزهایی که مشوشم مثل امروز، سهدستی مینویسم. ذهنم را آزاد میگذارم تا هر چه تشویش و مشغله و اضطراب و ایده است بنویسم. اینطور میشود که یک خط روی دفتر اول مینویسم، ده خط دفتر دوم، صد کلمه در ورد. و دوباره و دوباره بین صفحهها ذهن و دلتکانی میکنم. اگر آزاد باشم گاهی این کار را ساعتها ادامه میدهم. آنقدر که به آخیش برسم.
این تمرین تا چند روز تازه و روشنم میکند. تیز و تمیز. تیز برای اقدام و تمیز از دلواپسی.