به تو که می‌گویم انگار…

به تو که می‌گویم: «اشکالی ندارد اگر حالت خوش نیست» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «آغوشم برای تو همیشه گشوده است. من اینجا کنار و مراقبت هستم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «مراقب خودت باش» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «اشتباه کردی؟ فدای سرت. بیا تجربه بسازیم و مشکل را در صورت امکان حل کنیم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «چشمانت زیباست. لطیف و مهربان و عزیزی» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «اشکالی ندارد، گریه کن تا آرام بگیری» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «دوستی یعنی شنیدن. من همیشه مشتاق شنیدنت هستم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «دوستی یعنی تبادل. بیا یادگاری رد و بدل کنیم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «هر وقت دلخور شدی بگو. نگذار از من کینه تلنبار شود» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «بهت افتخار می‌کنم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «اجازه بده دلایل موثر بودن و تلاشت را یادآوری کنم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «دخترکم، تعریف کن. مشتاق شنیدن صدایت هستم. دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده بود» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «ببخشید. منظورم رنجاندنت نبود. مبادا بد برداشت کرده باشی. مبادا خوب منظورم را نرسانده باشم. مبادا برنجی. مبادا تصویرت از خودت را مکدر کرده باشم. مبادا مجبورت کنم. مبادا ناامیدت کنم. مبادا از دستت دهم» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «ببین فقط یک‌بار زندگی می‌کنی. اگر عاشق کار یا هنری پیشبرنده و رشددهنده هستی، از خودت دریغ نکن. اگر رویای موثر و زیبایی داری، جدی‌اش بگیر. اگر حسرت جایگاهی داری، برایش تلاش کن. تو لیاقت و توانمندی لازم برای رسیدن به اهدافت را داری» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «چی دوست داری برایت بپزم؟ نکند به چیزی حساسیت داشته باشی؟ نکند چیزی بپزم که دوست نداری؟ نکند با من تعارف کنی؟» انگار به خودم می‌گویم.

به تو که می‌گویم: «دوستت دارم» انگار به خودم می‌گویم.

تو را که دوست دارم، خودم را هم بیشتر دوست دارم.
آیینه‌ای در برابرم هستی تا خودم را موثرتر، شادتر و صمیمانه‌تر ببینم.
از تو تلخی‌زدایی می‌کنم تا خودم شیرین‌کام‌تر شوم.
با تو که دوستی می‌کنم، انگار با خودم دوست‌ترم.
از تو که حرف می‌زنم، با تو که حرف می‌زنم، انگار از خودم حرف می‌زنم. با خودم.

با این تفاوت که کنار تو با خودم روراست‌ترم. کنار تو خوشحال‌ترم. کنار تو واقعی‌ترم. کنار تو به ضعف و توان انسانی‌ام بیشتر باور دارم. کنار تو احساس امنیت می‌کنم. کنار تو بامزه‌تر و خلاق‌ترم. کنار تو در جایگاه دوستم. و دوست را مگر می‌توان دوست نداشت؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *