چرکنویس

زردآب تلخاطرات*
پاشیده بر کاغذ
صفحه‌ای آلوده
به گندکاویِ زخمی کهنه

چرک‌تراشیِ قیاسی بیمار
در غفلتِ کاغذبریدگی
با زخمی نقب‌‌جوی زهر

آنچنانکه در اوج اعتماد
در هم‌تنیِ بی‌پرهیز
ناغافل
عمیق
بُرّان
نیش می‌شوی درونم

سپس خونسرد
با سپیدلبخندی دندان‌نما
انکار می‌کنی سلاخی را

در این گندکاوی
هنگامِ کشف هم‌شیوگیِ بُرّان تو و کاغذ
باز رسیدم به روسفیدیِ کاغذ

که با انگشتانی بریده از کاغذ
باز می‌گریزم
از تو
به کاغذ

*تلخاطرات: تلخ+خاطرات

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *