امروز یک ذوقبچه هستم. لابد میپرسید چرا؟ در جواب باید از کلهی صبح بیاغازم. کلهی صبح همین که چشم باز کردم دست و رو نشسته و صبحانه نخورده دغدغهای درونم کاشته شد. دغدغهای که ثانیه به ثانیه بزرگتر شد و از تخت جدایم کرد.
داستان این است که یک دستگاه صحافی دست دوم از یک آشنای قدیمی گرفتم، در راستای هدف ساخت محصول برنامهریزی. کار با دستگاه را میفهمیدم اما بعضی جزئیات مبهم بود. مثلاً نمیتوانستم بفهمم چطور باید حالت تکسوراخ را فعال و بقیهی زبانهها را غیرفعال کنم.
از دستگاه عکس گرفتم و به هوش مصنوعی دادم و پرامپت نوشتم که طرز کار دستگاه را در یوتیوب برایم پیدا کن. توی این فاصله پریدم دست به آب رساندم و لقمهی صبحانهام را از یخچال قاپیدم و ماگم را از آب پر کردم و برگشتم.
این روزها فقط یک وعده غذا میپزم. هر شب غذای سه وعده را آماده میکنم و در یخچال میگذارم تا فقط یکبار در روز آشپزی و سفره پهن کردن و شستن ظرفها وقتم را بگیرد. در طول روز هم پرکاری باعث ضعفم نشود. یک ماگ یک لیتری از یک برند چینی هم روز تولدم به خودم هدیه دادم تا با دوبار پر کردنش در روز ۲ لیتر آب بخورم.
خلاصه تغذیه به دست پریدم و فیلم آموزشی کار با دستگاه را دیدم و چند کاغذ و مقوا صحافی کردم. هر چه بیشتر کار میکردم بیشتر چشمانم برق میزد و بیشتر دوست داشتم کار کنم.
چند دفتر و تخته شاسی ساختم و رفتم سراغ طراحی و اجرای بقیهی محصولات. نهارکی هم خوردم البته. اما تا به خودم آمدم شب شد و من بدون خستگی بیشتر از ده ساعت کار متمرکز و مفید داشتم.
الان در ذوقمرگترین حالت خودمم. و به طرز شگفتانگیزی مغزم از پرتاپ کردن ایدهها دست برنمیدارد. یک اپلیکیشن هوش مصنوعی روی گوشی دارم به اسم ویرا. به شکل قابلقبولی صدا را به متن تبدیل میکند. امشب یک ساعت تمام در مورد ایدههایی که در سرم بود حرف زدم و ویرا تایپ کرد. بااینحال هنوز ایده میآید و من گاه به گاه ایدهها را گوشهی دفترم یادداشت میکنم.
مشکلات هستند بیشتر از همیشه هم هستند. جوری که بیم دارم همین روزها بهخاطر اقساط معوقِ کسی که ضامنش بودم مجازات شوم. اما به هیچجای مبارکم نیست. جوری خوشحال و زندهام که با این مرگها نمیمیرم. برای آخرین کار امشب دوست دارم عملکرد امروزم را ثبت کنم تا دقیقاً به الگوی شادی و انرژیام پی ببرم.
فعلاً دلایل عملکرد فوقالعاده امروز را در این فهرست میبینم:
۱. شروع کنجکاوانه و فوری
۲. خودمراقبتی هوشمندانه و پیشگیرانه
-برنامهریزی غذایی یک وعده پخت برای کل روز، که تصمیمگیری و زمان آشپزی را به حداقل رساند.
-استفاده از ماگ یک لیتری برای تأمین آب مورد نیاز بدن و جلوگیری از افت انرژی.
۳. یادگیری فعال و آزمایش عملی
-ترکیب تماشای آموزش با تست فوری دستگاه، یادگیری عملی.
-دستیابی به نتیجه ملموس برای احساس موفقیت فوری.
۴. ورود به حالت غرقگی
-تمرکز طولانیمدت و لذت بردن از فرآیند کار.
-ایدهپردازی پیوسته به عنوان نتیجه طبیعی تمرکز عمیق.
۵. مدیریت ایدهها بدون قطع تمرکز
-استفاده از اپلیکیشن ویرا برای ضبط صوتی ایدهها، که باعث شد ذهن بدون وقفهی تایپ تخلیه شود.
۶. ذهنیت سازندهگرا به جای قربانیگرا
-وجود مشکلات جدی اما عدم اجازه دادن به آنها برای فلج کردن اراده.
-تمرکز روی کارهای تحت کنترل به جای امور غیرقابلکنترل.
۷. انجام یک پروژهی شخصی معنادار
-کار روی هدف ساخت محصول برنامهریزی
البته باید چک کنم که این میزان انرژی به خاطر سیکل هورمونها نباشد. در آنصورت بدجور توی ذوقم میخورد. بههرحال ذوقِ ذوقیدن دارم و میخواهم از حالا بساط ذوق فردا را محیا کنم. پس تا فردا
*با دستکاری خبیثانهی شعر حافظ