خطاب به زندگی

از تو می‌گویم
از تو می‌خوابم
از تو برمی‌خیزم
از تو رویا می‌بینم
از تو بوسه می‌‌جویم
از تو حیرت می‌سازم
از تو کودک می‌شوم
از تو می‌نویسم
از تو می‌نوازم

حرف‌های نگفته را
خواب‌های نرفته را
کرخت‌حالی‌های کشنده را
رویاهای ندیده را
لب‌های نچشیده را
وقایع نامکشوف را
بازیگوشی‌های باشکوه را
واژه‌های دست‌نخورده را
موسیقی‌های ننوشته را

چرا که می‌خواهمت
با تمام بیزاری‌ام از رنج‌
لعنتم به نابرابری
اشکم از اندوه

عاشقانه و عامدانه می‌خواهمت
حتی وقتی طردت می‌کنم
پس‌ می‌زنمت
کناره می‌گیرم
انگار کن که ناز می‌کنم
تا نوازشم کنی
و در آغوشم بگیری
و در گوشم بخوانی بمان با من

و نفس بدمی به شیدایی‌ها و شیطنت‌هایم
چرا که تو زندگی هستی
و قدرت تمام این‌ بازی‌ها را داری
و حتی بيشتر
بسیار بیشتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *