با میلیونها کلمه
به تو میاندیشم
با میلیونها کلمه
برایت نامه مینویسم
با میلیونها کلمه
دوستت دارم
اما
هر بار که به تو میرسم
خیال
واژه
دوست
میمیرد
میان ما
تنها سکوت
زنده است
تو را تنها
برای پروردن
در خیال
در شعر
در واژه
دوست دارم
چه سود از آمدن؟
برای با بهار آمدن؟
با خزان گریختن؟