خودبازتاب

زنی همشهری
همشهری شعرهایم
زنی همشعری

واژه‌ها را
دانه‌باف
باف‌دانه
دانه‌باف
می‌پیچاند در زلفش

موهایش رنگین از افکارم
با موهایی
شلخته
ناصاف
ناهمسان
چشمانِ سرکشش را
لقمه می‌کند در کلمه

با لبانی لَعابین* از رژواژه
با چشمانی سیاه از سرمه‌واژه
با گونه‌هایی سرخ از هوس‌واژه
با لباسی واژه‌بافت از زبان مادری
خوش‌ می‌رقصد

کودک‌زنی که
شعر با سخن | سخن با شعر
می‌آراید
هر روز
در برابر آیینه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *