تئاتر بدگمانی

پرده‌ها را
مرض‌پیچ
شک‌پیچ
آسترپیچ کردی

سایه‌ای از من
در سرت ساختی
سایه‌ای رقصان و عریان
عریان و رقصان
که هر روز
سرخ‌پیراهن
بدپیراهن
بی‌پیراهن

می‌دود پشت پنجره‌ها
و نرد می‌بازد
با عشقی
که هرگز نمی‌شناسد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *