حتی اگر شده گاهی بزن بیرون

امروز اولین جلسه از باشگاه قصه‌گویی برگزار شد. این بهانه خوبی بود که بعد از مدت‌ها تنهایی از خانه بیرون بزنم.

دلم به خلوت بدجور خو گرفته و این انس هم روز بیشتر می‌شود.

اما گوشه‌نشینی همیشه هم پربازده نیست. چند روزی بود در این روزهای سرد و بی‌اتفاق حس افسردگی در قلبم چنبره زده بود.

امروز که از خانه بیرون زدم دانستم چقدر شادی و لبخند در جهان جریان داشته و من آن را به بهانه انزوا پس می‌زدم.

2 دیدگاه دربارهٔ «حتی اگر شده گاهی بزن بیرون»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا